هر آنچه درباره ساختار پارچه باید بدانیم

ساختار پارچه

بافت پارچه به چه صورت میباشد

برای بافت پارچه، به دو سری نخ‌های متقاطع عمود بر هم نیاز داریم. نخ‌های طولی را «تار» و نخ‌های عرضی را «پود» می‌خوانیم. اساس بافندگی را می‌توان به ساده‌ترین و بهترین وجه به کمک ماشین پارچه‌بافی دستی (شکل 1) نشان داد. تارها که به دور یک استوانه پیچیده شده‌اند، از روی نورد کوچک نخ‌نگهدار، از درون «چشم‌های» تارکش و شکاف‌های شانه‌ای که ماکو در پشت آن به جلو و عقب حرکت می‌کند، و از روی نورد پارچه می‌گذرند و سرانجام به استوانه پارچه می‌رسند، دستگاه گشایش ــ متشکل از میله‌های تارکش یا تارکش‌هایی از جنس سیم فولادی و پدال‌های مربوطه ــ‌ گذرگاه «پودرو» را برای ماکو بوجود می‌آورند. پدال‌ها با فشار پایِ بافنده به کار می‌افتند. هنگامی که پدل شماره 2 فشار داده می‌شود، مییل شماره‌2 (همراه با تارهایی که از چشم‌های تارکش عبور کرده‌اند) پایین می‌آید و میل شماره 1 همراه با تارهای 1، 3، 5، 7و…) بالا می‌رود. در این حالت، پودرو باز است و ماکویِ حامل ماسوره نخ‌پرداز از درون آن می‌گذرد. سپس پودرو بسته می‌شود و اهرم متحرکی که از بالای دستگاه بافندگی آویزان است و حرکت آ‌ونگی دارد (دفته) به جلو حرکت می‌کند و بر پودی که از لای تار گذشته است، ضربه وارد می‌آورد و آن را در جای خود می‌نشاند. حال، بافنده پدال شماره 2 را می‌‌فشارد و پودرو باز می‌شود و میل شماره 2 (همراه با تارهای 2، 4، 6، 8 و…) بالا می‌رود و ماکو دوباره عمل می‌کند و…

تارها و پودهای پارچه می‌توانند به طرق گوناگون از بین هم بگذرند، اما می‌توان آنها را به سه دسته کلی تقسیم کرد: بافت ساده (کتانی)، بافت جناغی (سرژه) و بافت اطلسی. از این سه دسته،‌ انواع مخلف بافت‌ها مشتق می‌شوند که اصطلاحاً به آنها «بافت‌های فرعی» می‌گویند. طرح فنّی هر بافت را الگوی آن می‌گویند. این طرح روی کاغذ شطرنجی رسم می‌شود که در ان خط‌های عمودی نمایانگر تار و خط‌های افقی نمایانگر پودها هستند. مربع پُر نمایانگر عبور را از روی پود و مربع خالی به معنی عبور پود از روی تار است. در هر بافت تارها و پودها به شکل معینی از «زیر» و «روی» هم می‌گذرند. این حالت را می‌توان با یک نمودار سمبولیک نشان داد. مثلاً پارچه ساده با نمودار 1/1 نشان داده می‌شود؛ یعنی یک تار از زیر و یک تار از رو می‌گذرد و همین طرح در بقیه قسمت‌های نقشه تکرار می‌شود. سطحی از بافت که با حداقل تعدادِ تار و پود یک طرح کامل را تشکیل می‌دهد، «دوره بافت» خوانده می‌شود. در این سطح، نخ‌های تار را با رنگ سیاه نشان می‌دهند، اما این نخ‌ها در بقیه طرح قرمزرنگ‌اند.

در بافت ساده (کتانی) کمترین تعداد تکرار طرح مشاهده می‌شود (LI/1).این بافت دارای طرح شطرنجی است و هر دو طرف آن یک جلوه دارد (شکل 2). نمودار پایین شکل 2، برش عمودی نخ‌های تار (دایره‌های کوچک قرمز) را نشان می‌دهد که نخ‌‌های پود (دایره‌های سیاه) یک در میان از زیر و روی آنها می‌گذرند. در قسمت راست همین شکل، برش عمودی نخ‌های پود نشان داده شده است. بافت ساده موارد استفاده ‌گسترده‌ای دارد و برای بافتن پارچه‌های پاتیس، شیفون، کرتن، ژرژت، پوپلین، چلوار و غیره مورد استفاده قرار می‌گیرد.

«بافت‌های جناغی» یا «سرژه» (T) از روی رگه‌های قطری آنها تشخیص داده می‌شوند. اگر این رگه‌ها از پایین چپ به بالای راست امتداد داشته باشند، بافت را جناغی راست‌رو (r) و اگر از بالای چپ به پایین راست بروند، آن را جناغی چپ‌رو (L) می‌نامند. وقتی چگالی تار و پود مساوی است، رگه‌ها زاویه 45 درجه می‌سازند، ولی اگر چگالی تارها بیشتر از پودها باشد، زاویه‌ رگه‌ها تندتر (جناغی تند) است. در حالت عکس که پودها چگالی بیشتری دارند، بافت را جناغی خوابیده می‌نامند. ساده‌ترین بافت‌های جناغی، دارای سمبل‌هایr  T  (شکل 3) و r T (شکل 4) هستند که در اولی تعداد پودهای روی پارچه بیشتر است و اصطلاحاً‌ به آن «جناغی پودی» نیز گفته می‌شود. بافت‌های جناغی دیگر در شکل‌های 5 ، 6 و 7 نشان داده شده‌اند. در بافت «جناغی دورو»، جلوه‌ هر دو سمت پارچه یکسان است (شکل 8). دو نوع بافت جناغی «ساده» و «عالی»، وجود دارد که در اولی تعداد نخ‌تار در زیر و روی هر نخ پود، و در نتیجه، پهنای رگه‌ها مساوی است (شکل 8)؛ اما در دومی تعداد نخ‌های تار در زیر و روی نخ پود فرق می‌کند و پهنای بین رگه‌ها متفاوت است و فاصله بین رگه‌ها به پارچه حالت تزئینی می‌دهد (شکل 6).

«بافت اطلسی» (S) از آن جهت با بافت جناغی تفاوت دارد که هر نخ تار آن جداگانه بالا می‌رود و فشرده می‌شود. در این مورد نیز بین بافت اطلسی تاری و بافت اطلسی پودی وجه تمایزی وجود دارد. ساده‌ترین بافت اطلسی پودی (2) S (شکل 9) و ساده‌ترین بافت اطلسی تاری (2) (S) (شکل 10) است. فاصله یک نقطه‌ تقاطع تا نقطه تقاطع دیگر را «عدد پیشرفتگی» می‌گویند و در جلوی سمبل پارچه و داخل پرانتز نشان می‌دهند. 5 الی 30 تار و پود برای تکمیل طرح‌های مختلف تقاطع مورد نیاز است. در بافت اطلسی و جناغی می‌توان از جلوه‌دارترین یا بهترین نخ‌ها در روی پارچه استفاده کرد که این مسئله در بافت ساده امکان‌پذیر نیست. بعضی پارچه‌های معروف اطلسی عبارتند از: شارملین، دوشس، مولس‌کین، ولوتین.

«بافت‌های فرعی» یا «مشتق‌شده»، از ترکیبات مختلف بافت‌های اصلی شکل می‌گیرند. یکی از مشتقات بافت ساده، «بافت رگه‌دار» است که در آن تعداد دو یا چند نخ تار یا پود تشکیل رگه‌هایی با پهناهای مختلف می‌دهند. در «بافت رگه‌دار پودی»، رگه‌ها در راستای تارها قرار می‌گیرند (شکل 11) و رشته‌های پود در روی پارچه بهتر نشان داده شده‌اند. اما در «بافت رگه‌دار تاری»، رگه‌ها هم‌جهت با پودها قرار می‌گیرند (شکل 12) و نخ‌های تار در روی پارچه نمایان‌تر می‌شوند. با تغییردادن فاصله بین رگه‌ها می‌توان طرح پارچه را تغییر داد (شکل 13). یکی دیگر از مشتقات معمول بافت ساده، «بافت پانامایی» است که در آن 2، 3، یا 4 نخ تار از رو یا زیر همان تعداد نخ پود می‌گذرند (شکل 14). یک بافت طرح‌دار پانامایی در شکل 15 نشان داده شده است.

آماده‌سازی تار و پود برای بافت

آماده‌سازی تار و پود برای بافت

قبل از شروع بافت، انجام یک سری عملیات مقدماتی، دربرگیرنده تعدادی ماشین پیچیده لازم است. مهم‌ترین این عملیات در شکل 1 خلاصه شده است.

در مرحله معروف به «دولاکاری»، دو یا چند تار بر روی یک ماسوره پیچیده می‌شوند، بدون آن که همانند مرحله تاب دادن ریسندگی که تارها برای کسب قدرت بیشتر به هم تابیده می‌شوند (صفحه 376)، تاب داده شوند. اما در دولاتابی، دو یا چند نخ را یکی بر روی دیگری تاب می‌دهند. تفاوت این مرحله با تاب دادن ریسندگی در آن است که در اینجا رشته‌ها به کمک یک غلتک تغذیه می‌شوند، حال آن که در ریسندگی درافت از درون قاب کشش کشیده می‌شود (رجوع کنید به صفحه 378). یکی دیگر از عملیات آماده‌سازی، «کزدادن» است (رجوع کنید به صفحه 392).

«سفیدگری» و «رنگرزی» تارها (صفحه‌394) حتی‌الامکان باید آخرین مرحله فرایند باشد، زیرا لازم است ضایعات همان رنگ اولیه را داشته باشند تا بتوان بعداً‌ حداکثر استفاده را از آنها به عمل آورد.

چله کشی پارچه

چله‌کشی چیست؟

آماده کردن تارها را «چله‌کشی» می‌گویند: یعنی تهیه‌ تعداد کافی از تارهایی که به‌طور موازی کنار هم قرار گرفته‌اند. برای این منظور می‌توان از سه روش استفاده کرد: چله‌کشی با بوم، چله‌کشی با قرقره و چله‌کشی نواری. دستگاه چله‌کشی بومی، دارای یک قاب ماسوره است که صدها ماسوره درون آن قرار گرفته‌اند. تارها به‌طور جداگانه از شیارهای یک شانه قابل تنظیم، از زیر و روی یک سری غلتک، و از بین دندانه‌های یک شانه قابل تنظیم دیگر می‌گذرند و بالاخره به روی غلتک تارنگهدار انتقال پیدا می‌کنند. در چله‌کشی قرقره‌ای، تارها به صورت مارپیچ دور یک قرقره خیلی بزرگ، که حول محوری عمودی می‌چرخد، بسته می‌شوند. مشخصه ویژه‌ چله‌کشی نواری (شکل 2) آن است که تارها در کنار هم قرار داده می‌شود و نواری به پهنای 3 تا 12 اینچ (حدود 5/7 تا 30 سانتیمتر) بوجود می‌آید که بر روی یک استوانه پیچیده می‌شود. چندتا از این نوارها را پهلو به پهلوی هم به دور یک استوانه می‌پیچند. به این ترتیب، استوانه یا قرقره را می‌توان بعنوان یک وسیله واسطه برای ذخیره و انبار کردن نوارها مورد استفاده قرار داد. سپس نخ‌ها به درون یک غلتک تارنگهدار انتقال پیدا می‌کنند و هر نوار تعدادی از تارهای پارچه را تشکیل می‌دهد. از چله‌کشی نواری بیشتر برای بافتن پارچه‌های رنگی استفاده می‌شود.

آهارزنی یکی از اعمالی است که هدف از آن صاف و نرم کردن رشته‌های تار و کاهش اصطکاک نخ‌ها در دستگاه تارکش یا گشایش است (رجوع کنید به صفحه 380) که نخ‌های تار را برای عبور پود از هم باز می‌کند. این عمل یا به وسیله آغشته کردن تارها به ماده‌ای چسبنده (آهار) و یا با دادن لایه‌ای از آهار بر روی آنها انجام می‌گیرد. در یک روش نخ تار را بصورت ورقه از میان دو غلتک که پایینی تا نیمه در مایع آهار فرورفته است، می‌گذرانند.

تارکشی یا عبوردادن تارها از سوراخ‌های دستگاه تارکش یا گشایش ماشین بافندگی مراحلی دارد که بسته به طرح و الگوی مورد نظر، تفاوت می‌کند. تاباندن عبارت است از به هم پیونددادن انتهای تار جدید با تار قبلی موجود در ماشین. این عمل به وسیله تاب دادن انتهای دو نخ (یا با دست و یا به کمک یک دستگاه مخصوص) انجام می‌گیرد.
منبع: سندباد

بدون دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>