نقش انگیزه های ناخود اگاه در تصادف

اسیب شناسی روانی در زندگی روزمره

برای نخستین بار در سال 1904 فروید در مبحثی تحت عنوان ” اسیب شناسی روانی در زندگی روزمره ” مسئله شخصیت مستعد تصادفات را از نقطه نظر انگیزه روانی مورد بحث قرار داد. بسیاری از اسیب های ظاهرا تصادفی در واقع نوعی خود زنی یا اسیب رساندن به خود می باشد چیزی که اتفاق می افتد ، تظاهری از انگیزش هایی  در راستای تنبیه خود  یا سرزنش خود می باشد که به تشکسل و بروز علایم روانی منجر گشته  یا به وقوع حوادث بیرونی خاصی کمک می کند که اثر اسیب رسانی مطلوب  را برجای می گذارد ، مطالعات انجام شده در این زمینه نشان می دهد  که بسیاری از افراد که به طور مکرر تصادف می کنند ممکن است دارای گرایش های اسیب رسانی به خود باشند که نشانه ای از وجود افسردگی ، اشکال در کنترل خشم و نفرت ، تمایل به عمل گرایی مفرط ، بی تفاوتی و مستعد بودن به مشکلات درون روانی یا بین فردی بوده و با وقوع حادثه این مشکلات حداقل به طور نسبی رفع می گردد.

نقش انگیزه های ناخود اگاه در تصادف

فرضیه احساس گناه ناخوداگاه  و نیاز به رفع ان یا تنبیه شدن به خاطر این احساس ممکن است انگیزه بسیاری از تصادفات غیر ارادی را تشکیل دهد با بررسی شرایط و وضع زندگی عاملین تصادفات می توان به وجود انگیزه های نا اگاهانه  دیگری به جز احساس گناه  نیز پی برد . تمایل نا خود اگاهانه به فرار یا پرهیز از چیزی  نیز اغلب دیده می شود  این تمایل ممکن است به فرار از موقعیتی مربوط باشد که در ان احتمال اسیب دیدن عزت نفس وی در اثر انتخاب نشدن وجود دارد مثال خوبی برای این موقعیت محسوب می شود.  تصادفات به افراد کمک می کنند تا با ایجاد دلیل و توجیه قانع کننده ای از قبول مسئولیت های جدید سرباز زده  و در عین حال عزت نفس خود  و دیگران را نیز حفظ نمایند.

منبع: سندباد