از اولین ایرانی که با اتومبیل آشنا شد تا اولین خط اتوبوس رانی

2

اولین ایرانی که با اتومبیل اشنا شد چه کسی بود؟

ناصرالدین شاه بود. وی در سفر دوم خود به فرنگ که به خیال واهی و خام خود جهت تسریع ابادانی های ایران صورت می گرفت ، از نزدیک با اتومبیل اشنا شد. اما کوچکترین رقبتی به تهیه ان نشان نداد وتا زنده بود هیچ کس هم چرات نکرد اتومبیل به ایران بیاورد.

دومین شخصی که در ایران صاحب اتومبیل شد چه کسی بود؟

بعد از مظفرالدین شاه حاج حسین امین الضرب دومین نفری بود که اتومبیل خریداری کرد و به ایران فرستاد.

سرنوشت اولین گردونه بخار در ایران

اولین گردونه بخار (خودرو) در سال 1280 هش برابر با سال 1901 میلادی توسط مظفرالدین شاه قاجار به ایران اورده شد. این خودرو یک دستگاه اتومبیل رنوی فرانسوی بود که مبلغ شانزده هزار فرانک خریداری گردید و چون در ایران هیچ کس با فن رانندگی اشنا نبود ، یک فرانسوی با حقوق ماهیانه هفت صد فرانک رانندگی ان را بر عهده گرفت. اما زمان زیادی طول نکشید که خودرو در گوشه ای بلا استفاده ماند و در اخر هم در اثر پرتاب بمب منهدم شد و از بین رفت. یحیی دولت ابادی نویسنده ی توانای ایران در ان دوران در کتاب خاطرات خود به نام حیات یحیی در شرح این ماجرا چنین نوشته است: در روز جمعه 25 محرم 1326 هش شاه برخلاف معمول سوار بر کالسکه شده و از درب باغ گلستان خارج شده و در همان وقت خودروی شاه نیز خارج می شود. خودروی شاه را پیش روی کالسکه به چند قدم فاصله می برند و پرده های ان را انداخته اند تا معلوم نشود کسی در خودرو هست یا نیست.

یساولان(محافظان) شاهی هم اطراف خودرو حرکت کرده وانمود می کنند که شاه در خودرو است، همین که خودرو مقابل کوچه می رسد یک بمب زیر خودرو می افتد. به محض بلند شدن صدای بمب، مردم متفرق شده، شاه از کالسکه فرود امده و در نزدیک ترین خانه ها وارد می شود.

در محل حادثه اسیبی به شاه نمیرسد و فقط اهن پاره ای از اولین خودرو وارده به ایران باقی می ماند. به این ترتیب ماجرای اولین که گردونه بخار شهرت یافته بود به پایان می رسد.

جعفر شهر ری نویسنده توانای ایران ضمن تایید این موضوع به نکته ی مهمی اشاره می کند که به طور کامل نقل می گردد:

” قبل از ان نیز چیزی شبیه این اما با چرخ های اهنی و هیکلی هیولا مانند که با نیروی بخار کار میکرد، وارد شده بود. ولی هرگز نتوانست فایده ای داشته باشد. در انبار کارخانه ی برق امین الضرب مهجور افتاده و با اتاقکی شبیه تراکتوربا سقفی برزنتی و موتوری به طول بیش از سه متر و وزنی در حدود چند تن، معلوم نبود که کارخانه سازنده برای چه ان را ساخته بود. پس معلوم می شود که قبل از مظفرالدین شاه کسی خودرویی وارد ایران کرده بوده است.

مظفرالدین شاه در سفرش به اروپا به سعد الدوله وزیر مختر ایران در بلژیک دستور داد یک اتومبیل برای او خریداری کند و سعدالدوله در سال 1320 قمری یک دستگاه اتومبیل به همراه یک راننده بلژیکی به ایران فرستاد. در این مورد روایات متعددی وچود دارد، گزارش مستندی چنین نقل میکند: ناظم الاسلام کرمانی نویسنده کتاب تاریخ بیداری ایرانیان در جلد سوم تاریخ خود می نویسد که کالسکه ی بخار یا اتمبیل(اتومبیل) در سال هشتم سلطنت مظفرالدین شاه در تهران شیوع یافت.

1-    سال هشتم سلطنت مظفرالدین شاه 1238 شمسی برابر با 1904 میلادی می شود. اما تصور می رود همانگونه که ناظم الاسلام متذکر می شود این تاریخ مربوط به دوران شیوع یا متداول شدن اتومبیل در تهران باشد که تعداد اتومبیل ها به حدود انگشتان دو دست یعنی ده دستگاه اتومبیل در تهران رسیده باشد و تاریخ ورود اولین اتومبیل به ایران و تهران زودتر از این زمان است و به حدود سال 1900 میلادی یعنی (1318) هجری قمری که مظفرالدین شاه برای نخستین بار به اروپا سفر کرد می رسد.

زیرا در این مورد مدرک دقیقی داریم که نشان می دهد مظفرالدین شاه در سفر یکم خود به فرنگستان دو دستگاه اتومبیل خریداری کرد و رانندگان فرانسوی این اتومبیل ها را به ایران اوردند و شخصا هدایت انها را به عهده داشتند.(کوریلن) میهماندار فرانسوی مظفرالدین شاه در سفر اول او کتابی نوشته است که وزیر معارف ایران ان را در همان دوران ترجمه کرده و به نام کتاب بدایع وقایع به چاپ رسیده است.

2-    کوریلن ذیل وقایع یکی از روزهای ماه اوت سال 1900 می نویسد: “در مراجعت از جنگل “بولونی” دو دستگاه اتومبیلی که برای بردن به تهران سفارش داده بودند، درب عمارت باری معاینه اعلی حضرت… حاضر بودند. در هرکدام از انها دو نفر پیش خدمت های به خصوص… سوار بودند. به امر مبارک مکانیسین ها اتومبیل ها را به راه انداخته بعضی حرکات امتحانا در حضور اعلی حضرت بجا اوردند و پس از انجام امتحانات سوارها ملتزمین رکاب جا به جا شده اتومبیل اهسته پهلوی کالسکه همایونی امدند تا سلطان از نزدیک نیز درست انها را معاینه کنند. از جمله چون از هر حیث اتومبیل ها مطابق میل بودند و هیچ نوع عیب و نقصی در انها مشاهده نشد حکم اعلی حضرت به حمل انها صادر شده کالسکه همایونی به طرف عمارت سوورن به راه افتاد.” از اتومبیل های  خریداری شده یکی در راه انزلی به تهران دچار عیب و نقص و واماند و دیگری به تهران رسید.

وضعیت کوچه ها و خیابان های تهران مناسب حرکت اتومبیل نبود و نهرها و پل های کوچک و کوچه های تنگ و پیچاپیچ مانع حرکت می شد. اتومبیل سالم از دروازه باغشاه وارد شد و به میدان مشق هدایت گردید. در انجا پارک کرد و تنها جاده ی مناسب برای حرکت اتومبیل در ایران جاده شوسه تهران به کرج، رشت به انزلی بود که امتیاز ان به نام “پولیاکف” روسی صادر شده و جاده سازان روسی و ایرانی این جاده را برای عبور و مرور کالسکه و دلیجان مرمت کرده بودند.

3-    عده ی زیادی از مردم روزها روزها در میدان مشق اجتماع کرده به تماشاشای اتومبیل می پرداختند و برخی ان را یکی از اثار نادر و عجیب می پنداشتند. اتومبیلی که بین راه مانده زیر برف و باران وافتاب به اهن قراضه ای بدل شد و سال ها عده ای از جهانگردان اروپایی که به تهران سفر می کردند، در یاداشت های خود به این اتومبیل اشاره می کردند. چندی بعد دو سه دستگاه اتومبیل دیگر نیز خریداری و به تهران اورده شد. اما استفاده از ان بسیار محدود و شبیه سوار شدن در بالون و رفتن به اسمان بود. جوی ها و دست اندازها و تنگی کوچه ها عبور انها در شهر تهران را دشوار می ساخت.به علت تهی بودن خزانه از پول نقد پرداخت حقوق به رانندگان فرانسوی شاه که هدایت اتومبیل های او را در گردش های اتفاقی و بسیار انگشت شمار به عهده داشتند مدت ها به تعویق افتاد.

در یک گزارش سفارت انگلیس در تهران به وزارت خارجه بریتانیا به سال 1905 این عبارات را می خوانیم که ” روز سه شنبه هفته…به قرار اطلاع حقوق رانندگان فرانسوی اتومبیل های اعلی حضرت مدت طولانی است عقب افتاده و کاردار سفارت فرانسه برای پرداخت حقوق انها کرارا مراجعه کرده، اما درخواست های او هم بسان درخواست های سایر سفارت خانه ها که از گرف اتباع خود تسلیم میشود با مقاومت منفی متصدیان امور روبرو می گردد. از این رو کاردار سفارت فرانسه به مشیرالدوله (وزیرخارجه) گفت اگر امروز قبل از شروع مراسم سلام و شرفیابی مطالبات این رانندگان فرانسوی پرداخت نشود. در حضور سفرای بیگانه علنا به شاه تظلم خواهد کرد.این تهدید مؤثر واقع شد و پیش از ورود شاه به چادر محل اجتماع ، با کاردار سفارت فرانسه به طور خصوصی ملاقات شد و به او قول داده شد که وجوه معوقه پرداخت شود.

1

اولین دوچرخه سازی در ایران

به نقل از کتاب تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم تألیف اقای جعفر شهر ری ده الی دوازده مغازه بالاتر از ” شمس العمارده” یغنی مجاور وزارت دارایی فعلی ، مغازه ی دوچرخه سازی (حسین اقا شیخ) که اولین دوچرخه سازی در معنای واقعی خود یعنی دوچرخه کرایه دهی و تعمیر دوچرخه بود قرار گرفته بود. این مغازه اولین کارگاه دوچرخه سازی در ایران محسوب می گردد.

نخستین پست ایران چگونه تشکیل شد؟

لرد کرزن راجع به صاحب منصب پست چی اطریشی که برای اداره کردن پست ایران امده بود می گوید ” در سال 1875 پست ایران به یک صاحب منصب پست چی اطریشی سپرده شد که تشکیلات ان را مطابق پست خانه های اروپا بدهد در سال 1876 این شخص که موسوم به دیدرر بود به ریاست پست خانه های ایران معین گردید. در سال 1877 ایران به عضویت اتحادیه پستی قبول شد.

در همان سال هم خدمت اقای دیدرر تمام شد و به وطن خود برگشت.شغل او به یک روسی موسوم به (اشتال) محول شد و یک نفر معاون برای او موسوم به (اندریاس) تعیین شد که بعدها به سمت مفتش کل پست ایران انتخاب گردید. اما این شخص بیش از چند ماه طول نکشید که معزول شد چون پیک مراسله حکمران شیراز دست برده شده بود و برای همین امر از خدمت معاف گردید سال بعد هم اشتال معزول شد”.

ماشین مشتی ممدلی

در مورد ماشین مشتی ممدلی روایت و شنیدنی های بسیاری نقل گردیده که بیشتر به داستان می ماند تا واقعیت. ایا واقعا ماشینی به نام مشتی ممدلی وجود داشته و یا اینکه وضع وحال تمام اتومبیل های قدیمی مسافرکشی دارای چنان وضعیت نابسامان و ناهنجاری بوده که سبب گردیده تا چنین شعری برای وصف اتومبیل های فوق توسط شاعران معاصر سروده شود.

ماشین مشتی ممدلی نه بوق داره نه صندلی

قبل از اینکه سر وکله ماشین در تهران پیدا شود، تنها وسیله ایاب و ذهاب اعیان و اشراف کالسکه و درشکه اختصاصی بود که البته تعداد زیادی درشکه و گاری عمومی نیز در سطح شهر مشغول حمل مسافر وبار بودند که در زمان خود وسیله نقلیه عمومی محسوب می شدند و برخی نیز دارای اسب و الاغ و قاطر بودند که وسیله شخصی به حساب می امدند که البته نوع بارکش این چارپایان نیز وجود داشت که در خدمت مردم بودند و برای نقل و انتقال بار و مسافر در بین شهرها مورد استفده قرار می گرفتند.

در ان ایام، درشکه ها وظیفه تاکسی های امروز را بر عهده داشتند و درشکه و کالسکه های شخصی نیز ، ایضا اتومبیل های امروز مورد استفاده خانواده هایی بودند که دستشان به دهانشان می رسید، چون هرکس صاحب درشکه بود ، الزاما باید مهتر و سورچی هم استخدام می کرد. به خصوص افرادی که درشکه های دو اسبه سوار می شدند.

مشهدی محمد علی

در میان صاحبان درشکه های شهری که مسافرکشی می کردند مردی به نام ” مشهدی محمد علی” انگشت نمای خاص و عام بود. چرا که وی صاحب چندین رأس اسب و درشکه بود و در میان سورچی های تهران نفوذ فوق العاده ای داشت و با اینکه وی دارنده محسوب می گردید ، ولی خود نیز پا به پای سایر سورچی هایش در سطح شهر کار می کرد و در عین حال برای اعزام درشکه جهت حمل خانواده ها به ییلاقات و باغ های اطراف شهر از خانواده ها سفارش می گرفت و وقت تعیین می کرد.

شهرت ” مشهدی محمد علی” در تهران، کمتر از وزیرالوزراء نبود . ضمن انکه مردم “مشهدی محمد علی” سورچی را هر روز می دیدند و با او سلام علیک داشتند، ولی دیدن وزیر الوزرا کار هر کسی نبود!

“مشهدی محمد علی ” که در میان سورچیان حرف اول را می زد، وقتی سر و کله ی ماشین در تهران پیدا شد و مردم از مزایای استفاده از خودرو اگاه و بهره مند شدند ، به دلیل کساد شدن کار درشکه ها ، و نیز درک تحولی صنعتی در ایران ،خیلی زود درشکه ها و اسب هایش را فروخت ، و چندین دستگاه اتوبوس کوچک که امروزه مینی بوس نام دارد نقد و اقساط خریداری کرد.

به این ترتیب ” مشهدی محمد علی” صاحب کار و شخصیت تازه ای شد. به ویزه که در ان ایام “شوفری” یک کار مورد احترام عامه محسوب می گردید و اکثر جوانان دوست داشتند “شوفر” شوند! اما با وجود این تغییر شغل و تحول شخصیت ، بچه های شیطان و بازیگوش تهران که مشهدی محمد علی را می شناختند و همیشه موقع هدایت درشکه سر به سرش می گذاشتند ، به محض مشاهده “مشهدی محمد علی” به دنبال اتوبوس او می دویدند ودست جمعی این شعر را دم می گرفتند :

ماشین مشتی ممدلی                 نه بوق داره نه صندلی

شاگرد شوفر داد میزنه             امیریه بی معطلی

با ماشین مش ممدلی!!

از ماشین های مشهدی محمد علی عکسی در دست نیست. اما گمان نمی رود قراضه و زهوار در رفته بوده باشند. چون در تبلیغات بعدی به لوکس بودن ماشین ها تاکید شده است!  در هر حال مشهدی محمد علی بدون توجه به شعر طنز گونه ای که در تمام شهر تهران بر سر زبان ها افتاده بود ، کارش را توسعه داد و چندی بعد از طرف گاراژ مشهدی محمد علی این اعلان در یکی از روزنامه ها چاپ شد:

با ماشین های لوکس به دورافتاده ترین نقاط تهران سفر کنید

قابل توجه اهالی محترم تهران

جهت رفاه حال سکنه پایتخت با 5 دستگاه ماشین سواری به تمام نقاط تهران سفر کنید.

مسیرها عبارت اند از: امیریه، باغشاه، توپخانه، چراغ برق، دروازه شمیران، سبزه میدان، چاله خرکشی، پامنار و میدان اعدام.

اتومبیل های ما مجهز به بوق، صندلی و پرده های مخملی می باشد.

خیابان چراغ برق، گاراژ محمد علی سورچی

با گذشت زمان هم مشهدی محمد علی سورچی به رحمت خدا رفته و هم از اتبوس ها و سواری هایش اثری نمانده. ولی به دلیل روح لطیف مردم ، چس از هفتاد یا هشتاد سال هنوز هم در سراسر ایران وقتی مردم یک خودرو قراضه می بینند ، زیر لب زمزمه می کنند :

ماشین مشهدی محمد علی                            نه جرخ داره نه صندلی!

متن کامل شعر فوق که توسط مرحوم “بدیع زاده”  خواننده توانا ایران سروده شده عینا نقل می گردد.

ماشین مشتی ممدلی، ارزون وبی معطلی

این هوتولی که من میگم، فورد قدیم لاریه             رفتن توی این هوتول باعث شرمساریه

نه باب کورس شهریه، نه قابل سواریه             بار کشیده بس که از قزوین و رشت وانزلی

ماشین مشتی ممدلی، ارزون وبی معطلی

ماشین مشتی ممدلی صندلیهاش فنر داره          بلیط فروش مشتی، شوفر بی هنر داره

بهر مسافرین خود زحمت ودردسر داره         رفتن با هوتول بود باعث کوری و شلی

ماشین مشتی ممدلی ، ارزون وبی معطلی

مسافر از بوی هوتول تا میشینه کسل میشه       از متلک شنیدن وبور شدن خجل میشه

بس که فشار میاد به او درد دل میشه              پاره شود لباس اگر گیر کند به صندلی

ماشین مشتی ممدلی،ارزون وبی معطلی

این هوتول که ازقفس تنگ تروکوچیک تره       جای چهل مسافر گنده و چاق و لاغره

شوفربس که ناشیه هوتول همیشه پنچره           راه نرفته در میره لاستیک چرخ اولی

ماشین مشتی ممدلی ، ارزون وبی معطلی

این هوتول شکسته از سیستم قدیمیه               تایر اون قراضه و پیستون اون لحیمیه

شوفره دائما پی لوده گری و لیمیه                 سربالایی نمیکشه مگر با خیلی معطلی

ماشین مشتی ممدلی ارزون وبی معطلی

اولین گاراژ تهران

اولین گاری خانه ای که نام گاراژ گرفت، گاری خانه” سیداسدالله” بود که پس از قانون سجل احوال و سجل گرفتن به اسم “حسینی” در امده به شیشه ی در درکان نبش گاریخانه اش “گاراژ حسینی” نوشته شد، در سیصد قدمی خیابان چراغ برق از میدان توپخانه (سپه) در سمه جنوب و پس از ان “گاراژ فولادی” مقابل کوچه ی محله عرب ها در همین خیابان نزدیک کارخانه برق امین الضرب در جهت شمال و پس از ان گاراژ فرد شیشه در سه راه امین حضور انتهای همین خیابان که گاراژ حسینی در گاراژ سواری تثبیت گردید و ان سوی دیگر به صورت باری خانه درامدند.

حمل و نقل شهری و ترافیک در تهران

در سال 1300 دایره” الات ناقله ” در نظمیه به وجود امد. کارکنان این قسمت ده نفر بودند که وظیفه هدایت عبور و مرور در تهران ان زمان که وسایل نقلیه اسبی و تعداد محدودی خودروی سبک باری و سواری بود را بر عهده داشتند.

در سال بعد یعنی در سال 1301 ” گواهینامه برای تمامی وسایل نقلیه اجباری شد که درشکه و گاری و دوچرخه را هم شامل می شد. در سال 1303 “پلاک گذاری” الات ناقله شروع و در سال 1308 ” دستورالعمل معاینه فنی” خودروهای بین شهری به اجرا درامد که در تمامی این موارد کشور ما از پیشگامان است.

در سال 1346 با توجه به ضرورت توجه به عبور و مرور شهری دفتر “مهندسی ترافیک” در شهرداری به وجود امد که پایه سازمان حمل و نقل و ترافیک فعلی است. در سال 1353 قانون واگذاری امور راهنمایی و رانندگی در شهر تهران به شهرداری تهران تصویب گردید و در سال 1354 ” شورای عالی ترافیک تهران” با حضور مدیران ارشد راهنمایی و رانندگی ، شرکت واحد مصوب 1335 و سازمان ترافیک زیر نطر شهردار تهران تشکیل شد که با تصویب قانون تأسیس راه اهن شهری تهران و حومه مصوب 1356 و ترمینال های مسافربری مصوب 1359 و واگذاری تاکسیرانی شهرداری مصوب 59، اعضای ان افزایش یافت.

اولین اداره راهنمایی و رانندگی در ایران

در سال 1300 هق. در اداره پلیس انیفرمه مملکتی شعبه ای به نام “شعبه الات ناقله” در خیابان باب همایون (درب اندرون سابق)  تأسیس و با ده مأمور که از بین پاسبان ها انتخاب شده بودند ، امور مربوط به عبور و مرور را به دست گرفت و علامت مشخص انها بازوبند سفیدی بود که به بازوی چپ می بستند .ریاست این شعبه به” فتح الله خان بهنام” که دارای درجه نایب اولی(ستوان یکمی) بود واگذار گردید. این شعبه اساس اداره راهنمایی و رانندگی امروزی می باشد.

اولین سازمان پلیس راه  در ایران

در سال 1336 کنترل عبور و مرور جاده ها تا شعاع پنجاه کیلومتری هر شهر به عهده شهربانی کشور نهاده شد( کنترل عبور و مرور در فاصله بین 2پنجاه کیلومتر به عهده ژاندارمری کشور بود) و در نتیجه اولین سازمان پلیس راه به وجود امد.

تا سال 1342 شهربانی یا به عبارت دیگر ادارات و دوایر راهنمایی و رانندگی تهران و دیگر شهرستانهای کشور عهده دار این وظیفه بودند ولی در این سال اداره ی پلیس راه ژاندارمری مسئول کنترل عبور و مرور در راه های کشور شد.

3

اولین خط اتوبوس رانی در ایران

برای نخستین بار ، در سال 1305 اتوبوس های مدل “زایس” را از روسیه وارد کردند و با ورود انها ، هفت خط اتوبوس رانی در تهران دایر شد که مانند واگن اسبی ، مسیر اولین خط از “سبزه میدان” تا “گار ماشین” بود. زیرا در ان وقت حضرت عبدالعظیم علاوه بر مکان زیارتی ، تفریحگاه عمومی مردم هم محسوب می شد وبه همین جهت مسافرین این مسیر ، بیش از سایر مسیرها بود. بعدها چندخط دیگر نیز به خط مذکور اضافه شد ، مقصد انها شاپور، امیریه، دروازه قزوین و چهرراه لاله زار بود.

لازم به ذکر است پس اینکه شهردار وقت تهران در سال 1303، خطوط واگن اسبی احداث شده توسط بلژیکی ها را برچید،” دانمارکی ها” وارد میدان شدند. انها با استفاده از اتوبوس های بنزینی بزرگ ، چند خط اتوبوس رانی در تهران و شمیران دایر کردند ولی چندی بعد ، مجبور به انحلال شرکت و برچیدن خطوط ان شدند. دانمارکی ها هفت خط اتوبوس رانی دایر کردند که بربای هر خط دو دستگاه برای حمل و نقل مسافرین اختصاص داده بودند.

بعد از رفتن دانمارکی ها ، اتوبوسرانی به دست ماشین دار ها افتاد که با خرید یک یا چند دستگاه اتوبوس ، مسافرین را به مقصد می رساندند.
منبع: سندباد